Monday, August 30, 2010

اساس سرگردانی

!اساس بکش،اساس کش

از«اساس» بکش

چون یهودی سرگردان شوق تبعید را به نقطه ای خوش آب وهوا 

:به  چه چه بلبل با لهجه ی مازندرانی

چه چه داداش-

آه..ای آدولف عزیز!تا نمرده ای هنوز یادی بکنم از

توکه نیستی اماخدایت که هست

سردبود زمستان آلمان

به یهودی گفتی: تو این جا نمان

شومینه ات، اسمی شاهنشاهی بود

کوره، را نوشت به جایش خاخام ثبت احوال

یهودی ی گرم،سرگردان می شود

من حیران

که چه رازی ست دراین تبعید بی زمان!؟


0 comments: