!اساس بکش،اساس کش
از«اساس» بکش
چون یهودی سرگردان شوق تبعید را به نقطه ای خوش آب وهوا
:به چه چه بلبل با لهجه ی مازندرانی
چه چه داداش-
آه..ای آدولف عزیز!تا نمرده ای هنوز یادی بکنم از
توکه نیستی اماخدایت که هست
سردبود زمستان آلمان
به یهودی گفتی: تو این جا نمان
شومینه ات، اسمی شاهنشاهی بود
کوره، را نوشت به جایش خاخام ثبت احوال
یهودی ی گرم،سرگردان می شود
من حیران
که چه رازی ست دراین تبعید بی زمان!؟

0 comments:
Post a Comment