می گذرد
ازحدفاصل میزشیشه ای"پذیرایی"ام
تاآن مبلی که نشسته است درجواردیوار؛ اتوبان شهید بی وقفه
.
.
.
ای خدای شهرداران تهران
کاش!خدای من نیزبودی، دیشب
چون دوچیزداشتم
یک ـ نیازبه حفظ آبرو
دوـ میهمانی سرسام گرفته ومستأصل
دروسط اتوبان
جز من کسی زمدرسه نامد به میکده.....خاکم به سر,ترقی معکوس کرده ام
No comments:
Post a Comment